خرید بک لینک
،مردی از عاشقان خدا جدا مانده استدر فراخوان عشق جا مانده استچشمهایی پر از تکلم داشتاو که این گونه بی صدا مانده استدر زمان عبور قافله هاهان! بپرسید او کجا مانده ست ؟!،یادهایی همیشه سبز وسترگدر دل کوچه ها ی ما مانده استبوی عطری نجیب وحُزن الوددر گذر گاه کوچه ها مانده استبالهای صعود و پروازنددستهایی که بر دعا مانده استگر چه یاران زشهر ما رفتندوحشتی نیست،چون خدامانده ست!#دکتر_شهاب_گودرزی

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 12:37

امشب از آسمان دیده‌ی توروی شعرم ستاره می‌بارددر زمستان دشت کاغذهاپنجه‌هایم جرقه می‌کارد شعر دیوانه‌ی تب‌آلودمشرمگین از شیار خواهش‌هاپیکرش را دوباره می‌سوزدعطش جاودان آتش‌ها آری آغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه ناپیداستمن به پایان دگر نیندیشمکه همین دوست داشتن زیباست شب پر از قطره‌های الماس استاز سیاهی چرا هراسیدن آنچه از شب به جای می‌ماندعطر سکرآور گل یاس است آه بگذار گم شوم در توکس نیابد دگر نشانه‌ی منروح سوزان و آه مرطوبتبوزد بر تن ترانه من آه بگذار زین دریچه بازخفته بر بال گرم رویاهاهمره روزها سفر گیرمبگریزم ز مرز دنیاها دانی از زندگی چه می‌خواهممن تو باشم.. تو.. پای تا سر توزندگی گر هزار باره بودبار دیگر تو.. بار دیگر تو آنچه در من نهفته دریایی ستکی توان نهفتنم باشدبا تو زین سهمگین طوفانکاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو می‌خواهمبروم در میان صحراهاسر بسایم به سنگ کوهستانتن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو می‌خواهمچون غباری ز خود فرو ریزمزیر پای تو سر نهم آرامبه سبک سایه به تو آویزم آری آغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه نا پیداستمن به پایان دگر نیندیشمکه همین دوست داشتن زیباستفروغ فرخزاد

برچسب: نویسنده: محمد یزدانی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 12:37

صفحه بندی